کوکب خانوم...كوكب خانم، مادر عـباس، زن پاكيزه و با سـليقه‌اي بود. او سـطل شـير را هميشــه درجاي خنك نگه ميداشـت. روي سطـل پارچه‌اي مي‌انداخت تا گرد و خاك بر آن نشـيند و پاكيزه بماند. كوكب خانم هر روز از شير چيزي درسـت ميكــرد. گاهي به آن مايه پنــير ميزد و پـنير درسـت ميكرد. گاهي مايه ماسـت ميزد و ماسـت مي‌بسـت . گاهي از ماسـت كره ميگرفـت.
اما يازده ســال پيش وقـتي اسـم عـباس و مادرش در قرعه كشـي گرين‌كارت دراومـد و به لوس‌آنجـلس آمدند،‌ همه چيز به كلي عوض شــد. كوكب خانوم كه حالا دوسـت‌هاي آمريكائي‌اش «KOKI JOON» صـداش ميزنن!‌‌، هنوز كه هنوزه زن باسـليقه‌اي است.
هيچ لباسي نميخــره مگر اينكه ماركش DKNY، Dolce، Versace، Prada و يا Gucci باشــه! ديگه هم از سـطل مطل و اين چيزا خـبري نيسـت. اين روزها هروقـت KoKi Joon شـير و ماسـت وخاويار و پينات باتر و پيتــزا ميخـواد، يا كاتولوك‌اش رو از روي اينترنت سـفارش ميده براش بفـرسـتن، يا زنگ ميزنه كه براش «دلي وري» كنن!
صـبح تا شب هم جلوي تلويزيون نشـسـته و Remote به دسـت،‌ مثل نردبون، از كانال 1 ميره بالا تا كانال 153 و برميگرده پائين، و غـر ميزنه كه: «مرده شــور برده‌ها همش تبليغ پخـش ميكـنن!!»..