دهکده طنز (سابق!)
در جست و جوی نام . . .
روز لعنتی
امروز ظهر یهو یادم افتااد وااااای باید برم مهـد دنبال بچـــم !.
بدو بدو رفتم دم مهد یادم اومد اااا من که بچه ندارم :| !.
تازه زنم ندارم !هیچی داشتم برمیگشتم سمت ماشین ، که یادم اومدماشینم ندارم :| !.
اومدم دربست بگيرم تا خونه ديدم اااَاا پــولم ندارم !هيچي ديگه سينه خيز تا خونه اومديـم !در كُل روز خوبی نبود:|..
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 12:8 توسط m7 |
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
فروردین ۱۴۰۲
تیر ۱۴۰۰
آبان ۱۳۹۹
مهر ۱۳۹۹
شهریور ۱۳۹۹
تیر ۱۳۹۸
دی ۱۳۹۷
شهریور ۱۳۹۷
مرداد ۱۳۹۷
خرداد ۱۳۹۷
اردیبهشت ۱۳۹۷
فروردین ۱۳۹۷
آذر ۱۳۹۶
آبان ۱۳۹۶
مهر ۱۳۹۶
شهریور ۱۳۹۶
مرداد ۱۳۹۶
تیر ۱۳۹۶
اردیبهشت ۱۳۹۶
اسفند ۱۳۹۵
بهمن ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۵
مهر ۱۳۹۵
شهریور ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۵
خرداد ۱۳۹۵
اسفند ۱۳۹۴
مرداد ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
اردیبهشت ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
آرشيو
پیوندها
برای ورود ب صفحه لینکها کلیک کنید
the gadfly
BLOGFA.COM