توی خیابون پشت فرمون بودم...کمربند نبسته بودم
پلیسه با موتور اومد از کنارم رد بشه از گرما کلاه کاسکتشو گذاشته بود رو کیلومتر موتور...
به من نیگا کرد با اشاره گفت: کمربند...
منم یه نگاه بهش کردم و با اشاره بهش گفتم: کلاه!
یارو نابود شد...
پلیسه با موتور اومد از کنارم رد بشه از گرما کلاه کاسکتشو گذاشته بود رو کیلومتر موتور...
به من نیگا کرد با اشاره گفت: کمربند...
منم یه نگاه بهش کردم و با اشاره بهش گفتم: کلاه!
یارو نابود شد...
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 9:24 توسط m7
|