معرفی کتاب( عقاید یک دلقک)

یک وسیله درمان موقتی وجود دارد آن الکل است،یک وسیله درمان قطعی و همیشگی میتواند وجود داشته باشد و آن ماری است. ماری مرا ترک کرده است. دلقکی که به مِی خوارگی بیفتد زودتر از یک شیروانی ساز مست سقوط میکند...》
.
هانس شنیر، دلقکی تنها و غمگین که معشوقه اش او را تنها گذاشته.
هانس نماد یک تفکر است
تفکری متضاد با جامعه مذهبی دوران خودش
هانس معتقد است که دین باید یک مسئله کاملا شخصی باشد و افراد باید بتوانند با عقاید دینی متفاوت در کنار هم زندگی کنند.
مثل هانس که عاشق ماری است،اما ماری زنی کاملا مذهب گرا است که در آخر نمیتواند با عقاید دلقک کنار بیاید و او را ترک میکند
هانس خیلی به دو رو بودن متعصبان مذهبی معترض است.
هانس میگوید اینکه ماری بدون هیچ حرفی اورا ترک کرده و با فردی کاتولیک ازدواج کرده زِنا است زیرا دلقک به ثبت ازدواج رسمی اعتقادی ندارد ولی معتقد است که او و ماری زن و شوهر هستند.
هانس از یک خانواده مرفه با پدری کارخانه دار بیرون آمده ولی به خاطر عقایدش سهمی از این پولها ندارد و می شود گفت که از طرف خانواده طرد شده است.
خانواده هانس نماد جامعه است زیرا جامعه هم دلقک را طرد میکند.!
**
او نمیتواند از فکر ماری بیرون بیاید و با پای مصدوم شده اش هم نمیتواند برنامه اجرا کند پس به سراغ دفترچه تلفنش میرود و با تمام بستگان و آشنایانش از قشر های متفاوت تماس میگیرد،هم به دنبال ماری است و هم پول.
افراد زیادی دلقک را به خاطر مذهبی نبودنش سرزنش و قضاوت میکنند.
دلقکی که همه معتقدند میتواند دلقک بسیار خوبی باشد آنقدر عاشق ماری است که هیچکاری جز دوست داشتن از دستش برنمی آید.
داستان ابتدا به زندگی در حال حاضر دلقک میپردازد و سپس به گذشته ی او و ماری و دوباره به زمان حال آمده و برخی اوقات خاطراتی از ماری بیان میشود.
و در انتها:
عقاید یک دلقک فقط کتابی عاشقانه نیست بلکه تمام ابعاد جامعه آن روزهای آلمان،مذهب، تاریخ و سیاست را در برمیگیرد و اعتراض به عملکرد کلیساها در زمان جنگ نسبت یهودیان دارد.
عقاید یک دلقک
نوشته هانریش بل
ترجمه شریف لنکرانی
انتشارات تهران 1357