روزگار کهنه ام يادش بخير
آنهمه شور و شرر يادش بخير
طفل بودم بر لبم فريادها
آن سکوت ذهن ها يادش بخير
چرخ می چرخید آرام و صبور
آن معلق ها شدن يادش بخير
از تمام شهر و ناهنجارها
لِی لِی عصرانه ام يادش بخير
می تراویدم ز باران و ز برف
آسمان آبی ام يادش بخير
از تمنای یخی اندر بهشت
آن دعاهای سحر يادش بخير
اندکی بودم ولی بی منتها
بیدل از جرم و ریا يادش بخير

********

دلم واسه اینجا واسه شماها واسه همه چی حتی خودم تنگه :|