دوستم از شکست عشقیش تعریف میکرد
اینکه دوس دخترش گذاشته و رفته و چندین میلیون واسه دختره خرج کرده
.

.

.

.

منم از دوس دختر خودم یادم اومد که بهش قول داده بودم یه روز واسش پیتزا بخرم
طفلک از بس منتظر موند از گشنگی مرد  o_O




تاريخ : یکشنبه سی ام شهریور 1393 | 11:45 | به قلم : m7 |

دکتر شریعتی :

« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ، آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آورتر بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !...

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم . »




تاريخ : یکشنبه سی ام شهریور 1393 | 11:18 | به قلم : m7 |

از لقمان پرسیدم ادب از که آموختی؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
 هندزفری تو گوشش بود صدامو نشنید اگه جواب داد خبر میدم :|

 

 

ادامه مطلب




ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه سی ام شهریور 1393 | 10:33 | به قلم : m7 |

اسمشو ببینین :|

 

 




تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 21:14 | به قلم : m7 |

جيگر: "ايشالا دوماد شي" يني چي؟ يني چي؟ يني چي؟
مجري: اين يه نوع دعاي خيره
فاميل: آقاي مجري اين يه نوع دعاي خير بود! الآن ديگه با سکه ي دونه اي يه ميليون يه نوع نفرين به حساب مياد!
مجري: بالاخره همه بايد ازدواج کنن ديگه،اين شتريه که در خونه همه ميخوابه
فاميل: آقاي مجري شتر چيه!؟ گودزيلاس لامصب!
مجري: ديگه اينجوريام نيس،ازدواج هم شيريني هاي خودشو داره
فاميل: بله اتفاقاٌ مرگ موش هم شيرينه!
مجري: هر آدمي يه همدم ميخواد
فاميل: هر همدمي هم پول ميخواد،هر پولي هم کار ميخواد،هر کاري هم پارتي ميخواد! به آدمي که پارتيش کلفت نيس نبايد گفت ايشالا دوماد شي :|




تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 20:57 | به قلم : m7 |

یه لحظه همه چیزو بی خیال شو و فقط به این فک کن :

.

.

.

روز اولی که میخاستی بری مدرسه...

 




تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 20:27 | به قلم : m7 |

بچه ها من باید از همتون خداحافظی کنم

 احساس میکنم اینجا خیلی زمان از دست میدم

اینجا رو خیلی دوست داشتم :(

اگ دلخوری پیش اومد ببخشید!

مرسی از حمایت هاتون ، از نظر هاتون ، ازینکه انقدر با مرام بودین

حلالم کنید اگ گاهی اوقات سر کارتون گذاشتم دقیقا مثل الان




تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 18:21 | به قلم : m7 |

فاميل: آقاي مجري پولدار شدم!! پولدار شدم!!

مجري: چي شده!؟!

فاميل: يکي بهم اس اپ اس داده گفته ميليونر شدم!

مجري: اينا پيامکاي تبليغاتيه ، روزي 100تا از اينا واس من مياد!

فاميل: آقاي مجري مارو سياه نکن ، نخورديم نون گندم ، ديديم که دست مردم ! سهم ميخواي!؟

مجري: سهم از چي!؟ دارم ميگم هيچ پولي در کار نيس!

فاميل: ميخواي اصلاٌ پول بدم بري خارج بدون اينکه کسي بهت گير بده با خيال راحت برنامه بسازي؟

مجري: فاميل جان عزيزم هيچ پولي در کار نيس تو پولدار نشدي ، ميفهمي!؟!

فاميل: نخير نميفهمم ، من اصلاٌ نفهمم ، اي بابا يه بار ما تو زندگيمون پولدار شديم درک و فهم بيجا نميذاره ازش لذت بريم!!




تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 12:24 | به قلم : m7 |

به ایرانسل اس دادم دیگه حالم ازت بهم میخوره

اینقد اس نده سیم کارتتم میشکونم که دیگه اسمی از تو زندگیم نباشه
بای ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ایرانسل اس داده ازت حاملم  :|




تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 21:41 | به قلم : m7 |

 

ادامه مطلب لطفا :|



برچسب‌ها: باز شدن دوباره , مدرسه و دانشگاه خر است

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 20:48 | به قلم : m7 |




تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 11:51 | به قلم : m7 |

زن ایرانی کیست؟
؟
؟
؟

؟

؟

؟

؟
زن ایرانی موجودیست که پدر رضاشاه را در کشف حجاب
و پدر جمهوری اسلامی را در حفظ حجاب درآورد  :|




تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 11:49 | به قلم : m7 |

یک زن و شوهر در حال عبور از جلوی نمایندگی سایپا

زن: اصغر آقا؟؟؟ ازین ماشینا بخریم؟ ؟

اصغر آقا: نه

.

.

.

.

.

و اینگونه بود که سالهای سال با سلامتی کامل با هم زندگی کردند و حتی گفته می شود که نوه های خود را هم دیده اند ...



برچسب‌ها: هیجانی که پراید تو سرعت 120 داره , پورشه تو سرعت 320 نداره

تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 8:9 | به قلم : m7 |

نه بهار با هیچ اردیبهشتی

نه تابستان با هیچ شهریوری

و نه زمستان با هیچ اسفندی

اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نیامد

پـائیز مــهری داشـت کـه بـــَر دل هـر خیـابان مـی نشست . . .




تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 22:16 | به قلم : m7 |

اول مهر:
آیدا جوجو ===> مامور آب خوری!!!
نگار no pv ===> مبصر کلاس!!!
مهسا تک پَر ===> آنتن مدرسه!!!
نسیم خوشجله ===> انتظامات راهرو!!!
سارا خاصه ===> مسئول نمازخونه!!!
شادی دافی ===> خواندن دعای فرج!!!
نگین مغروره ===> قاریه قرآن!!!
مونا wolf ===> بالای سَکّویِ مدرسه جهت انجام ورزش صبحگاهی...

:|



برچسب‌ها: میگن رفیق مثل سایه میمونه , به قول مرتضی پاشایی , من اونیم که سایه هم نداشت

تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 21:9 | به قلم : m7 |

 

 

اینا رو میشناسین؟؟
نمیشناسین؟؟
حق دارید والا...منم بودم نمیشناختم...

اینا همون شاخای فیسبوک و اینستاگرامن که بزرگ شدن رفتن مدرسه. همونا که به ارواح جدشون نیستی در حدشون. همونا که عکس یهوویی میذارن...

همونایی که الان چند هزارتا لایک میخوره عکساشون و ...

 

 

ادامه مطلب لطفا




ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 20:37 | به قلم : m7 |




تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 17:27 | به قلم : m7 |

به دختران خود علاوه بر گاز گرفتن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آشپزي و نظافت هم بياموزيد  :|



برچسب‌ها: رابطه ها شدن قضيه ی اون يارو , كه پوست موز ديد گفت , اه باز بايد بخورم زمين

تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 13:38 | به قلم : m7 |

یکی از چیزایی که آدمو خیلی داغون میکنه اینه که 

یه پسر با دماغ عملی و ابرو برداشته بیاد بگه :

خیلی چاکرم داداش :|

آخه این چه حرفیه میزنی ؟؟؟

تو باید بگی : میســـی عــسیسم  :|

 

**************

وبلاگ دیگه ام

بوشهر خورشید درخشان خلیج




تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 12:35 | به قلم : m7 |

اسیر شده بود
15سال بیشتر نداشت؛حتی مویی هم در صورتش نبود
سرهنگ عراقی آمد یقه شو گرفت،کشیدش بالا گفت : اینجا چکار میکنی؟؟؟
حرفت نمیزد ؛ سرهنگ عراقی گفت جواب بده
گفت ولم کن تا بگم ؛ ولش کرد
خم شد از روی زمین یک مشت خاک برداشت ، آورد بالا...
گفت اینجا خاک منه ، تو بگو اینجا چه کار میکنی؟؟
سرهنگ عراقی خشکش زده بود...
(شهید عامری)




تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 9:18 | به قلم : m7 |

بچه های دهکده طنز !
همتون برین به جهنم...
.
.
.
.
.
چون فقط شماهایین ک میتونین اونجارو بهشتش کنین ^__^




تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 9:8 | به قلم : m7 |

دختره تو هواپیما داشت با موبایل صحبت میکرد...

مهماندار گفت : حرف زدن شما با تلفن اینجا ممنوعه ...

دختره به دوستش میگه : اینجا حرف زدن ممنوعه ، تو حرف بزن من گوش میدم :|

 

مهماندار سکته کرد !!

خلبان غش !!!

یکی از بالها هم جدا شد  :|




تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 9:6 | به قلم : m7 |

خدایا...
دستانم را زده ام زیر چانه ام،
مات و مبهوت نگاهت میکنم،
طلبکار نیستم،
فقط مشتاقم بدانم ته قصه چه میکنی با من؟!؟!؟!



برچسب‌ها: خوب که فکر ميکنم مي بينم , زندگي خيلي هم بد نيست , واقعا مزخرفه

تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 | 23:15 | به قلم : m7 |

زن رفیقم حامله بود. یه روز رفتم پیش رفیقم دیدم پکره! بش گفتم چته ؟؟؟
گفت جواب سونوگرافی زنم اومده
گفتم:خب؟؟؟
گفت:بچه دختره...
گفتم:این که ناراحتی نداره !!!
گفت: دختر اینجا دردسره
گفتم: چرا؟
گفت:حالا امنیت نداره ویه روزی یکی دلشو میشکونه و اینا به کنار . . .
ولی پارک دوبلوشو چیکار کنم؟؟؟
منم زدم زیر گریه و گفتم : اشکال نداره داداش خدا بزرگه  :|

 

***************

من چیزی نمیگم خودتون ببینین  !!!

 

کلیک کید




تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 | 22:23 | به قلم : m7 |




تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 | 22:8 | به قلم : m7 |

ﺿﻤﻦ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﻏﺮﻭﺏ ﻏﻢ ﻧﮕﻴﺰ دوشنبه 31 ﺷﻬﺮﻳﻮﺭ ،
ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﭼﻨﺪ ﻧﮑﺘﻪ ﺭﻭ ﺧﺎﻃﺮﻧﺸﺎﻥ ﮐﻨﻢ :

1- ﺩﻳﮑﺘﻪ ﻱ ﺻﺤﻴﺢ ﮐﻠﻤﺎﺕ :
ﮐﺼﺎﻓﻂ : ﮐﺜﺎﻓﺖ
ﺍﺻﻦ : ﺍﺻﻸ
ﻳﻨﻲ : ﻳﻌﻨﻲ
ﻋﺎﺧﻪ : ﺁﺧﻪ
عاره : آره

و
ﻋﺎﻏﺎ : ﺁﻗﺎ
ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ
- 2 ﺍﺯ ﻻﻳﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﻮﺍﻻﺕ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ
ﻭ ﭘﻮﮎ ﺯﺩﻥ ﻣﻌﻠﻤﻴﻦ ﻭ ﺍﺳﺎﺗﻴﺪ ﺟﺪﺃ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﻱ ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ
- 3 ﺍﺯ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﻭﺳﺘﻲ
ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮ ﻋﻨﺼﺮ ﻏﻴﺮ ﻫﻤﺠﻨﺲ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻳﺎ ﺩﺍﺧﻞ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺩﻳﺪﻳﺪ ﭘﺮﻫﻴﺰ ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ
4 - ﻓﮑﺮ ﺩﻱ ﺍﮐﺘﻴﻮ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﺤﺼﻴﻞ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﮐﻨﻴﺪ

و من الله توفیق :|




تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 | 17:28 | به قلم : m7 |

 من یه مشکل جنسی پیدا کردم کمکم کنید لطفا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تیشرت خریدم رنگ میده
اصلا جنسش خوب نیس بنظرتون ببرم پس بدم ؟!!
چیه خو اینم مشکل جنسیه دیگه حتما که نباید خاک برسری باشه :|
میپیچمت لا سجادم تا خفه شی هااااا   :0




تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 | 17:24 | به قلم : m7 |

ﺩﺍﻧﺸﻨﻤﺪﻥ ﻣﺘﻌﻘﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻐﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻭ
ﺍﺗﻨﻬﺎﯼ ﮐﻤﻼﺕ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﮑﯿﻨﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﻤﻨﻪ ﮐﻪ شما ﺍﻻﻥ 6 ﺗﺎ
ﮐﻠﻤﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺧﻮﻧﺪي!!!




تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 | 17:5 | به قلم : m7 |

بهترین و امید دهنده ترین چراغای زندگی ...
.
.
.
.
.
.
.

.
۴ تا چراغای مودمه
واللااا
نباشن دق میکنیم...  :|




تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 | 15:5 | به قلم : m7 |

ﺑﻪ ﺩﻭﺱ دخترم ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﯿﺴﺖ .......
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﻭﻧﻢ ﻭﻣﺪﻩ ﻫﺮﭼﯽ ﺩﺭ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻧﺒﻮﺩﻩ 

ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﯾﻪ ﻫﻔﺘﺴﺖ ﺟﻮﺍﺑﻤﻮ ﻧﻤﯿﺪﻩ؟؟ 

ﺑﻨﻈﺮﺗﻮﻥ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﻩ؟؟؟

ﺑﺨﺪﺍ ﻣﻦ ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﻢ :|




تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 | 14:57 | به قلم : m7 |